جمعه ۲۹ دی ۱۳۹۶

حرف مردم

آخرین اخبار

کشف ۳ کیلوگرم مواد مخدر صنعتی در خراسان شمالی

٣ مصدوم در واژگونی ٢۰٧ در محور بجنورد به باباامان

عکس/ دیدار رئیس مجلس سوریه با ظریف

اژه‌ای: نمی‌شود با بهشت و جهنم مردم کار نداشت

تذکر نمایندگان به رئیس جمهور برای رسیدگی به تخلفات صورت گرفته در بنیاد شهید و امور ایثاگران

فاطمه معتمدآریا داور جشنواره شد

ثبت وام های تغذیه و زیارت دانشگاه تهران تا ۷ بهمن ۹۶

وزیر دفاع، ادعای آلمان درباره مذاکرات موشکی را رد کرد

۱۱ راه‌حل برای سفر با کودک خردسال

گزارشی درباره قرص دادن به زندانیان به ما داده نشده است

آلبوم «بی محابا» با صدای محمد معتمدی منتشر شد

نامه انتقادی سردار نقدی به روحانی بعد از رفع فیلتر تلگرام: آقای رییس‌جمهور به بردگی ملت رضایت ندهید

کپک زدگی "تاق بستان" کذب است

راه‌اندازی دو خط مترو اکسپرس در پایتخت زیر تونل‌های فعلی/ مسیرها را بخوانید

گزارشی از وضعیت تیم مورد نظر مهاجم استقلال

سپرده‌گذاری کلیه دستگاه ها در بانک ها برای دریافت سود ممنوع شد

آزادکاران ملی‌پوش لهستان در روسیه اردو زدند

ترامپ تمام قوانین بین‌المللی را زیر پا می‌گذارد/ در برابر تصمیم ظالمانه وی می‌ایستیم

نتانیاهو: انتقال سفارتخانه آمریکا به قدس طی یک سال انجام می‌شود

«صداقت و واقعی بودن» از ویژگی‌های خبر خوب است

وعده نتانیاهو برای زمان انتقال سفارت به قدس

زیان صدها میلیون دلاری کشور به‌خاطر بی‌تدبیری وزارت نفت/ این مسئله در خصوص ترکمنستان هم در حال وقوع است

لاریجانی: آمریکا دنبال بر هم زدن آرامش منطقه است

آیا مهران مدیری مجری «هفت» می‌شود؟

(ویدئو) ماجرای غرق شدن رضا رشیدپور در استخر

واکنش قاسمی به مذاکره موشکی

پشت پرده‌ جشنواره موسیقی فجر چه می‌گذرد؟

ذبحِ روابط عاطفی خانواده ها با حضور بی رویه در شبکه های اجتماعی/ حضور در این فضا مستلزم غنای فرهنگی

لعاب حرفه‌ای بر فوتبال بی‌صاحب ایران

رژیم صهیونیستی تونلی در جنوب غزه را منفجر کرد

کشف محموله بزرگ قاچاق &#۱۷۱;بال کوسه ماهی&#۱۸۷;

صدور ۲ میلیون کارت هوشمند ملی تا این لحظه/ اعتبار کارت ملی قدیم فقط تا پایان سال ۹۶

جریان آب انتقالی به یزد وصل شد

این زن خط قرمز روس‌ها را رد کرد

برخورد عجیب «حامد کرزای» با نتانیاهو

خوردن «جو دوسر» در صبحانه راهی برای مقابله با آرتروز

بارش برف در شمال شرق استان تهران آغاز شد

کشف محموله بزرگ قاچاق &#۱۷۱;بال کوسه ماهی&#۱۸۷;

عضویت همزمان نمایندگان در مجامع و شوراها محدود شد

نمایندگان مجلس برای تصویب مناطق آزاد همکاری کنند

کاشف آردا توران برای آذری‌ها الماس می تراشد؟

مادر «سه شهید» درگذشت + عکس

سرقت اینترنتی نوجوان ۱۶ ساله از ۵۴ حساب بانکی

مسابقات ۵گانه نیروی زمینی سپاه + عکس

ایران در رسانه‌های جهان/ سردرگمی شرکت‌ها برای تجارت با ایران پس از ضرب‌الاجل برجامی ترامپ

کرسی ترویجی «نقد و بررسی نظریه رئالیسم شبکه‌ای» برگزار می‌شود

درخواست مک‌کین ار کنگره درباره حمله ترامپ به رسانه‌ها

عکس/ مراسم ترحیم افسر دوم نفتکش سانچی

ربات‌های خبرنگار؛ تهدید یا فرصت برای آینده حرفه‌ خبرنگاری؟!

صهیونیست‌ها با اقتصاد ما چه کرده‌اند؟

کد خبر: ۱۰۵۵۱۶
تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۰۶/۱۹
روایتی از تخریبچی لشکر ۱۰ سیدالشهدا (ع)؛

شهیدی که پیکرش ۵۰ روز زیر آفتاب ماند + عکس

پیکر شهید حسن مقدم 50 روز زیر آفتاب ماند و در اربعین حسینی (ع) به خانه بازگشت.
شهیدی که پیکرش 50 روز زیر آفتاب ماند + عکس,

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، شهید حسن مقدم از نیروهای لشکر 10 سیدالشهدا (ع) تنها 19 سال سن داشت که در جریان عملیات کربلای دو به شهادت رسید. در ادامه روایت یکی از همرزمان از نحوه شهادت این شهید را می خوانید.

ساعت از 12 گذشته بود که درگیری روی ارتفاعات اطراف ما شروع شد. سمت راست ما ارتفاع 2519، شهید صدر و وارس بود و سمت چپ ما ارتفاع سکران.

با شروع درگیری منورهای دشمن آسمان را روشن کرد. تا اینجا دشمن هنوز متوجه حضور ما در داخل شیار آنه نشده بود. آتش سنگینی از سوی دشمن روی ارتفاع 2519 و شهید صدر اجرا شد. مشکل وقتی به وجود آمد که هواپیماهای دشمن با ریختن منورهای خوشه ای تمام منطقه را روشن کردند، به طوریکه ما از داخل دره کِدو به وضوح درگیری روی ارتفاعات را مشاهده کردیم. وقتی منوّرهای خوشه ای از نورافشانی می افتادند باقی مانده آن مثل گلوله های آتش به سمت زمین می‌سوخت. منطقه درگیری ما که بیشه زار خشکی بود و به دشت منتهی می شد و ارتفاع علف های گندمی که تا ساق پا می رسید، یکپارچه آتش گرفتند.

شهید اسماعیل خوش‌سیر از بچه های تخریب بود که منطقه را شناسایی کرده بود. دیدم خیلی نگران است. گفتم اسماعیل چیه؟؟؟ گفت باقی مانده این منورها زمین را آتش می‌زند. خدا به ما رحم کند.

صدای مکالمه بی سیم می‌آمد. از قرارگاه دستور آمد چرا درگیر نمی شوید. از وقتی اسماعیل از سوختن علف های خشک گفت، به فکر فرو رفتم، اگر زمین آتش می گرفت چطور می بایست وارد میدان مین می‌شدیم و چه طور می توانستیم معبر بزنیم.

در این فکرها بودم که شنیدم از بی سیم صدا آمد، نمی‌شود وارد میدان شد، میدان مین آتش گرفته است. تا این خبر را شنیدم دلم ریخت. چون دو تا تیم از نیروهای تخریب که مامور به گردان علی اصغر علیه السلام بودند باید در این میدان معبر می زدند. از همه بیشتر نگران شهید حسن مقدم بودم چون میدانستم «حسن» خود را به آتش می زند. به اسماعیل گفتم: اسماعیل، مسیر معبر حسن مقدم را بلدی، که اگه نیاز شد کمکشان کنیم؟ گفت: بله.

آتش دشمن روی بچه ها قفل شده بود و از زمین و آسمان آتش می ریخت. شب از نیمه گذشته بود و هر چه به صبح و روشنایی هوا نزدیک‌تر می شدیم فرمانده ها نگران‌تر می شدند.

دستور رسید که تا هوا روشن نشده نیروها را از منطقه درگیری خارج کنیم. همه متحیر بودند که چه اتفاقی افتاده اما دستور این بود و باید اجرا می شد.

در مسیر برگشت پشت یک تخته سنگ دیدم بی‌سیم‌چی که همراه حسن بود نشسته. تا من را دید به سمتم آمد و گفت: حسن هم پرید.

گفتم اکبر چه می‌گویی؟ گفت پشت میدان مین، خمپاره وسط نیروها خورد و یک ترکش بزرگ به سر حسن اصابت کرد و شهید شد.

خبر شهادت حسن برای من که حالات او را در روزهای آخر دیده بودم غیر منتظره نبود اما نگران بودم پیکر حسن روی زمین بماند.

به اسماعیل گفتم من سمت معبر بچه ها می روم و بر می گردم. اما آتش تیربارهای دشمن و انفجار پی در پی خمپاره ها اجازه نمی داد، از طرفی هم بوی باروت و سوختن خار و خاشاک تنفس را مشکل کرده بود و صدای سرفه بچه هایی که عقب می آمدند به گوش می رسید. به فکرم رسید که بچه ها را عقب ببریم و بعد سراغ حسن بیاییم.

نگران بودیم که در مسیر برگشت بچه ها وارد میدان مین شوند. دو یا سه گردان نیرو پائین رفته بودند و قرار بود به بالا برگردند.

جاده ای وجود نداشت و همه مسیر، صخره ای و سنگلاخ بود، من هم با کفش کتانی به عملیات رفته بودم و آنقدر روی صخره ها دویده بودم که کف کتانی ام نازک شده بود و پاهایم را اذیت می کرد.

بخش زیادی از مجروح ها و نیروهای خسته از عملیات را تا بالای کدو آوردیم و قدری استراحت کردیم. نزدیک ظهر بود که برای رفتن به محل شهادت بچه ها آماده شدیم که فرماندهان اجازه ندادند و گفتند احتمال اینکه به اسارت دشمن بیافتید خیلی زیاد است، اصرارهای ما هم کارساز نبود.

عملیات کربلای دو واقعا کربلایی بود. مجروح های عملیات به سختی و طی چند روز بالا آورده شدند و بسیاری از شهدای عملیات، یکی دو ماه بدنهایشان روی زمین افتاده بود. روزی که حسن شهید شد پنج روز تا محرم مانده بود و روزی که پیکرش را عقب آوردند یک اربعین از شهادت اربابش امام حسین علیه السلام گذشته بود. یعنی بیش از 50 روز بدن روضه خوان 19 ساله بی غسل و کفن مثل اربابش روی زمین قرار داشت.

شهید حسن مقدم آرزویش این بود که به اربابش برسد و به آرزویش رسید.

منبع: دفاع پرس
برچسب ها:



نظر شما
نام:
ایمیل:  
وب سایت:
نظر*: