شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۶

حرف مردم

آخرین اخبار

حضور و خدمت رسانی بسیج سازندگی خراسان شمالی در مناطق زلزله زده کرمانشاه

توصیه علی مطهری به دولت

قیمت نفت تا کجا بالا می‌رود؟

مجلس نگران طرح تحول سلامت است/ دولت پاسخگو باشد

اخاذی گروهک منافقین به بهانه زلزله کرمانشاه

ششمین سالگرد شهادت سردار حسن طهرانی مقدم برگزار شد

چراغ سبز سنا برای نافرمانی هسته‌ای علیه ترامپ

کره شمالی ترامپ را به مرگ محکوم کرد

هدف احمدی‌نژادی‌ها از زنبیل دست گرفتن و تحصن در حرم حضرت عبدالعظیم

مصدومان زلزله پارس آباد درمان شدند/انتقال دختر ۱۳ ساله به اردبیل

اظهار نظر عجیب یک بازیکن لیگ برتری

تاملی بر نقش پارادوکسیکال فرانسه؛ هم بازار و هم تهدید ایران

آخر و عاقبت دخالت سعودی در لبنان

شناسایی هویت پیکر مطهر شهید اسلامی پس از ۳۱ سال

کیهان: آقای عارف! راه را اشتباه رفته‌ای فراکسیون امید را منحل کن

استیضاح وزیر بخاطر عدم تشکیل صندوق حق درمان کارگران

دستگیری زوج سارق هنگام فرار در خیابان دماوند

۳ اقدامی که جهان اسلام باید درباره پیامبر(ص) انجام دهد/چرایی خلقت عالم برای نبی خاتم

نگرانی‌ مقام‌های دولت آمریکا از رفتارهای «نسنجیده» بن‌ سلمان

اندیشه "مشکل‌گشا بودن رابطه با آمریکا" تفکری خطرناک است‌

خرم: اصولگرایان وحاکمیت‌میل مذاکره با اصلاح طلبان ندارند

ارسال ۷۰۰ تن کمک مردم کرمانشاه به مناطق زلزله زده استان

قطار تهران- تبریز از ریل خارج شد

تاملی بر نقش پارادوکسیکال فرانسه؛ هم بازار و هم تهدید ایران

آمریکا از بازی دوگانه خود در سوریه چه هدفی دارد؟

حضور &#۱۷۱;میثم مطیعی&#۱۸۷; در روستاهای زلزله زده سر پل ذهاب

پاسخ فلاحت پیشه، به نماینده کرمانشاه، درباره تعداد کشته‌های زلزله ۷/۳ ریشتری غرب ایران

اورژانس تا برقراری«وضعیت سفید»در مناطق زلزله زده مستقر خواهد بود

زمان جدید بازپرداخت سپرده‌های موسسه کاسپین اعلام شد

نقش و جایگاه مردم در الگوی مردم سالاری اسلامی از دیدگاه مقام معظم رهبری

عامل ایجاد کانال های مستهجن و ناشر تصاویر خصوصی در بجنورد دستگیر شد

بانوی فعال بجنوردی به عنوان مروج کتابخوانی در سطح ملی تقدیر شد

شرایط آگهی استخدام مخصوص فارغ التحصیلان برتر دانشگاهها در وزارت نفت (سال ۹۶):

آیین معارفه شهردار جدید بجنورد

نو عروس بجنوردی جهیزیه خود را به مردم کرمانشاه اهدا کرد

افزایش 5 درصدی وقف در بجنورد / وقف زمینه ساز اشتغال است

آمادگی کامل هلال احمر خراسان شمالی برای امداد رسانی به زلزله زدگان غرب کشور

روح الله براتیان شهردار بجنورد شد

سامانه بارشی استان خراسان شمالی را در بر می گیرد / کاهش 10 درجه ای دما

شخص بجنوردی که زلزله را قبل از وقوع با فرمول علمی پیش بینی می کند/ زلزله 5.7 ریشتری بجنورد را پیش بینی کردم اما مسئولان توجهی نکردند

سوگواری چهلم واقعه عاشورا در بجنورد

آتش سوزی منزل مسکونی در کوچه شهید یزدانی بجنورد

کارآفرین بجنوردی که خانه خود را به کارگاه تولید قارچ تبدیل کرد/ دولت از جوانان حمایت کند

سینماها همزمان با اربعین حسینی تعطیل می شوند

پیکر پاک شهید محمود نیستانی در بجنورد تشییع شد

پیکر مطهر شهید تازه تفحص شده دفاع مقدس وارد بجنورد شد

گزارش تصویری/ راهپیمایی ۱۳ آبان در بجنورد

90 میلیارد ریال از بدهی مالی شهرداری بجنورد پرداخت شد

پیاده راه یا کژراهه

بیانیه قدردانی شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی خراسان شمالی به پاس حضور باشکوه مردم در راهپیمایی یوم الله 13 آبان

کد خبر: ۱۰۵۵۱۶
تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۰۶/۱۹
روایتی از تخریبچی لشکر ۱۰ سیدالشهدا (ع)؛

شهیدی که پیکرش ۵۰ روز زیر آفتاب ماند + عکس

پیکر شهید حسن مقدم 50 روز زیر آفتاب ماند و در اربعین حسینی (ع) به خانه بازگشت.
شهیدی که پیکرش 50 روز زیر آفتاب ماند + عکس,

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، شهید حسن مقدم از نیروهای لشکر 10 سیدالشهدا (ع) تنها 19 سال سن داشت که در جریان عملیات کربلای دو به شهادت رسید. در ادامه روایت یکی از همرزمان از نحوه شهادت این شهید را می خوانید.

ساعت از 12 گذشته بود که درگیری روی ارتفاعات اطراف ما شروع شد. سمت راست ما ارتفاع 2519، شهید صدر و وارس بود و سمت چپ ما ارتفاع سکران.

با شروع درگیری منورهای دشمن آسمان را روشن کرد. تا اینجا دشمن هنوز متوجه حضور ما در داخل شیار آنه نشده بود. آتش سنگینی از سوی دشمن روی ارتفاع 2519 و شهید صدر اجرا شد. مشکل وقتی به وجود آمد که هواپیماهای دشمن با ریختن منورهای خوشه ای تمام منطقه را روشن کردند، به طوریکه ما از داخل دره کِدو به وضوح درگیری روی ارتفاعات را مشاهده کردیم. وقتی منوّرهای خوشه ای از نورافشانی می افتادند باقی مانده آن مثل گلوله های آتش به سمت زمین می‌سوخت. منطقه درگیری ما که بیشه زار خشکی بود و به دشت منتهی می شد و ارتفاع علف های گندمی که تا ساق پا می رسید، یکپارچه آتش گرفتند.

شهید اسماعیل خوش‌سیر از بچه های تخریب بود که منطقه را شناسایی کرده بود. دیدم خیلی نگران است. گفتم اسماعیل چیه؟؟؟ گفت باقی مانده این منورها زمین را آتش می‌زند. خدا به ما رحم کند.

صدای مکالمه بی سیم می‌آمد. از قرارگاه دستور آمد چرا درگیر نمی شوید. از وقتی اسماعیل از سوختن علف های خشک گفت، به فکر فرو رفتم، اگر زمین آتش می گرفت چطور می بایست وارد میدان مین می‌شدیم و چه طور می توانستیم معبر بزنیم.

در این فکرها بودم که شنیدم از بی سیم صدا آمد، نمی‌شود وارد میدان شد، میدان مین آتش گرفته است. تا این خبر را شنیدم دلم ریخت. چون دو تا تیم از نیروهای تخریب که مامور به گردان علی اصغر علیه السلام بودند باید در این میدان معبر می زدند. از همه بیشتر نگران شهید حسن مقدم بودم چون میدانستم «حسن» خود را به آتش می زند. به اسماعیل گفتم: اسماعیل، مسیر معبر حسن مقدم را بلدی، که اگه نیاز شد کمکشان کنیم؟ گفت: بله.

آتش دشمن روی بچه ها قفل شده بود و از زمین و آسمان آتش می ریخت. شب از نیمه گذشته بود و هر چه به صبح و روشنایی هوا نزدیک‌تر می شدیم فرمانده ها نگران‌تر می شدند.

دستور رسید که تا هوا روشن نشده نیروها را از منطقه درگیری خارج کنیم. همه متحیر بودند که چه اتفاقی افتاده اما دستور این بود و باید اجرا می شد.

در مسیر برگشت پشت یک تخته سنگ دیدم بی‌سیم‌چی که همراه حسن بود نشسته. تا من را دید به سمتم آمد و گفت: حسن هم پرید.

گفتم اکبر چه می‌گویی؟ گفت پشت میدان مین، خمپاره وسط نیروها خورد و یک ترکش بزرگ به سر حسن اصابت کرد و شهید شد.

خبر شهادت حسن برای من که حالات او را در روزهای آخر دیده بودم غیر منتظره نبود اما نگران بودم پیکر حسن روی زمین بماند.

به اسماعیل گفتم من سمت معبر بچه ها می روم و بر می گردم. اما آتش تیربارهای دشمن و انفجار پی در پی خمپاره ها اجازه نمی داد، از طرفی هم بوی باروت و سوختن خار و خاشاک تنفس را مشکل کرده بود و صدای سرفه بچه هایی که عقب می آمدند به گوش می رسید. به فکرم رسید که بچه ها را عقب ببریم و بعد سراغ حسن بیاییم.

نگران بودیم که در مسیر برگشت بچه ها وارد میدان مین شوند. دو یا سه گردان نیرو پائین رفته بودند و قرار بود به بالا برگردند.

جاده ای وجود نداشت و همه مسیر، صخره ای و سنگلاخ بود، من هم با کفش کتانی به عملیات رفته بودم و آنقدر روی صخره ها دویده بودم که کف کتانی ام نازک شده بود و پاهایم را اذیت می کرد.

بخش زیادی از مجروح ها و نیروهای خسته از عملیات را تا بالای کدو آوردیم و قدری استراحت کردیم. نزدیک ظهر بود که برای رفتن به محل شهادت بچه ها آماده شدیم که فرماندهان اجازه ندادند و گفتند احتمال اینکه به اسارت دشمن بیافتید خیلی زیاد است، اصرارهای ما هم کارساز نبود.

عملیات کربلای دو واقعا کربلایی بود. مجروح های عملیات به سختی و طی چند روز بالا آورده شدند و بسیاری از شهدای عملیات، یکی دو ماه بدنهایشان روی زمین افتاده بود. روزی که حسن شهید شد پنج روز تا محرم مانده بود و روزی که پیکرش را عقب آوردند یک اربعین از شهادت اربابش امام حسین علیه السلام گذشته بود. یعنی بیش از 50 روز بدن روضه خوان 19 ساله بی غسل و کفن مثل اربابش روی زمین قرار داشت.

شهید حسن مقدم آرزویش این بود که به اربابش برسد و به آرزویش رسید.

منبع: دفاع پرس
برچسب ها:



نظر شما
نام:
ایمیل:  
وب سایت:
نظر*: