چهارشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۶

حرف مردم

آخرین اخبار

برگزاری جشنواره رسانه ابوذر در بجنورد/خراسان شمالی باید به محور توسعه تبدیل شود

آلیش کار بجنوردی صاحب گردن آویز برنز رقابت های آسیایی ترکمنستان شد

همایش شیرخوارگان حسینی در بجنورد برگزار می شود

اقامتگاه بوم‌گردی عمو دردی در شهرستان بجنورد افتتاح می شود

مراودات تجاری و فرهنگی خراسان شمالی و ترکیه گسترش می یابد/ پیشنهاد خواهرخواندگی شهرها و ایجاد دهکده گردشگری

گزارش تصویری/ جشن شکوفه ها

سفر بزرگترین آژانس خبری کشور ترکیه به خراسان شمالی

بیشترین پیشنهاد رشوه در پرونده بیمه ایران/از مرتضوی دوری می‌کردم/رضایت جوادی‌فر را قبلاً گرفته بودند

روحانی حامی تراکتور: راه ندادن من به ورزشگاه قانونی نبود!

جیمز ماتیس: علیه کره شمالی گزینه نظامی داریم

توضیح ظریف درباره برگزاری کمیسیون برجام

ضرورت پالایش محتوای فضای مجازی

حدیث روز/ سخن امام علی(ع) درباره سعادت مجاهدان در راه خدا

مردم با شعر بیگانه شده اند/ سعی کرده­ ام اشعارم سرچشمه معارف اهل بیت باشد

نرخ سود میانگین تسهیلات اشتغال فراگیر ۱۵ درصد است/صرف ۱۵۰۰ میلیارد اعتبار برای کاهش نرخ تسهیلات

تصمیمی سرنوشت‌ساز برای دریاچه ارومیه؛ کشاورزان، تورلیدر شوند

مواد سمی «تاتو» به سیستم ایمنی آسیب می رساند

نوید محمدزاده: استقلال درحال نابودی است، به دادش برسید!

روش شناسی برگردان تصویرهای استعاری صحنه های قیامت در قرآن

عکس/ ساعت رهبرانقلاب

کشف خودروی مشکوک به بمب گذاری نزدیک منزل پدری شهید حججی

نقش پروبیوتیک ها در درمان سرطان روده

چرا در کوران تهاجم فرهنگی در خوابیم؟/موانع کلیدی دینداری و اخلاق‌مداری در جامعه

انتقاد از تعیین شرط سن برای ساختمان در پرداخت تسهیلات مسکن

نشست ویژه مجلس برای بررسی تخلف یارانه‌ای دولت

پایان توهم در بازار بدهی

برگزاری 900 عنوان برنامه هفته دفاع مقدس در شهرستان بجنورد

به خطر افتادن منافع برخی با افزایش مالیات/ مالیات کالاهای آسیب‌رسان به سلامت افزایش یابد

کودکانی که به مهر نمی‌رسند/۳۲۷ هزار کودک محروم از تحصیل در پایتخت

درخواست مستندسازان از دبیر جشنواره فجر چه بود؟

کتاب «قدرت ذهن» برای کودکان منتشر شد

خاطره ویشکا آسایش از سیلی زدن به عطاران

رایزنی برای حل مشکل پرسپولیس درصورت صعود به فینال لیگ قهرمانان/ لغو دیدار هفته هفتم سرخپوشان

کمبود آب شرب در شهرستان‌های اطراف سد زاینده‌رود

بیش از ۷۰ درصد زنان سرپرست خانوار شغل مناسبی ندارند/ زن‌ها سرپرست ۱۲درصد خانواده‌ها

وزارت کشور خواستار برپایی هرچه باشکوه‌تر هفته‌ ملی کودک شد

۲۰۰ هزار زن زیر ۴۵ سال زندگی مجردی دارند

آلمانها و سوییسی‌ها خریدار اسناد خزانه اسلامی در ایران/ سوغات هندی‌ها برای بازار سرمایه ایران

تقلب امارات و اسپانیا در طلای سرخ ایرانی

دام فضای مجازی، پیش پای کودکان

راز طول عمر آیت الله جنتی از زبان علی جنتی/یک برادر ناتنی دارم/نمیدانم قبر برادر معدومم کجاست

نگاه فرهنگی و تغییر سبک زندگی عامل اصلی وضعیت جمعیتی کشور است

خواستگار سابق عامل مزاحمت در فضای مجازی

قرائت چهار گزارش کمیسیون نظارت بر اجرای سیاست‌های اصل ۴۴ در صحن مجلس

عکس/ اصفهان نصف جهان ولی اصلاح طلبان کل جهان

شنیدن ندای &#۱۷۱;هل من ناصر&#۱۸۷; ارباب و دفاع عباس گونه از حریم حضرت زینب(س)

احتمال مرگ زودرس با نشستن بیشتر از ۱۳ ساعت در روز/راهکار ساده نجات را بخوانید

پایمال کنندگان حقوق بشر به عضویت شورای حقوق بشر در می آیند

(تصاویر) بازگشت زندگی به "دیرالزور"

وضعیت اسفناکی در اردوگاه‌های پناهندگان میانماری در بنگلادش حاکم است

کد خبر: ۱۰۵۵۱۶
تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۰۶/۱۹
روایتی از تخریبچی لشکر ۱۰ سیدالشهدا (ع)؛

شهیدی که پیکرش ۵۰ روز زیر آفتاب ماند + عکس

پیکر شهید حسن مقدم 50 روز زیر آفتاب ماند و در اربعین حسینی (ع) به خانه بازگشت.
شهیدی که پیکرش 50 روز زیر آفتاب ماند + عکس,

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، شهید حسن مقدم از نیروهای لشکر 10 سیدالشهدا (ع) تنها 19 سال سن داشت که در جریان عملیات کربلای دو به شهادت رسید. در ادامه روایت یکی از همرزمان از نحوه شهادت این شهید را می خوانید.

ساعت از 12 گذشته بود که درگیری روی ارتفاعات اطراف ما شروع شد. سمت راست ما ارتفاع 2519، شهید صدر و وارس بود و سمت چپ ما ارتفاع سکران.

با شروع درگیری منورهای دشمن آسمان را روشن کرد. تا اینجا دشمن هنوز متوجه حضور ما در داخل شیار آنه نشده بود. آتش سنگینی از سوی دشمن روی ارتفاع 2519 و شهید صدر اجرا شد. مشکل وقتی به وجود آمد که هواپیماهای دشمن با ریختن منورهای خوشه ای تمام منطقه را روشن کردند، به طوریکه ما از داخل دره کِدو به وضوح درگیری روی ارتفاعات را مشاهده کردیم. وقتی منوّرهای خوشه ای از نورافشانی می افتادند باقی مانده آن مثل گلوله های آتش به سمت زمین می‌سوخت. منطقه درگیری ما که بیشه زار خشکی بود و به دشت منتهی می شد و ارتفاع علف های گندمی که تا ساق پا می رسید، یکپارچه آتش گرفتند.

شهید اسماعیل خوش‌سیر از بچه های تخریب بود که منطقه را شناسایی کرده بود. دیدم خیلی نگران است. گفتم اسماعیل چیه؟؟؟ گفت باقی مانده این منورها زمین را آتش می‌زند. خدا به ما رحم کند.

صدای مکالمه بی سیم می‌آمد. از قرارگاه دستور آمد چرا درگیر نمی شوید. از وقتی اسماعیل از سوختن علف های خشک گفت، به فکر فرو رفتم، اگر زمین آتش می گرفت چطور می بایست وارد میدان مین می‌شدیم و چه طور می توانستیم معبر بزنیم.

در این فکرها بودم که شنیدم از بی سیم صدا آمد، نمی‌شود وارد میدان شد، میدان مین آتش گرفته است. تا این خبر را شنیدم دلم ریخت. چون دو تا تیم از نیروهای تخریب که مامور به گردان علی اصغر علیه السلام بودند باید در این میدان معبر می زدند. از همه بیشتر نگران شهید حسن مقدم بودم چون میدانستم «حسن» خود را به آتش می زند. به اسماعیل گفتم: اسماعیل، مسیر معبر حسن مقدم را بلدی، که اگه نیاز شد کمکشان کنیم؟ گفت: بله.

آتش دشمن روی بچه ها قفل شده بود و از زمین و آسمان آتش می ریخت. شب از نیمه گذشته بود و هر چه به صبح و روشنایی هوا نزدیک‌تر می شدیم فرمانده ها نگران‌تر می شدند.

دستور رسید که تا هوا روشن نشده نیروها را از منطقه درگیری خارج کنیم. همه متحیر بودند که چه اتفاقی افتاده اما دستور این بود و باید اجرا می شد.

در مسیر برگشت پشت یک تخته سنگ دیدم بی‌سیم‌چی که همراه حسن بود نشسته. تا من را دید به سمتم آمد و گفت: حسن هم پرید.

گفتم اکبر چه می‌گویی؟ گفت پشت میدان مین، خمپاره وسط نیروها خورد و یک ترکش بزرگ به سر حسن اصابت کرد و شهید شد.

خبر شهادت حسن برای من که حالات او را در روزهای آخر دیده بودم غیر منتظره نبود اما نگران بودم پیکر حسن روی زمین بماند.

به اسماعیل گفتم من سمت معبر بچه ها می روم و بر می گردم. اما آتش تیربارهای دشمن و انفجار پی در پی خمپاره ها اجازه نمی داد، از طرفی هم بوی باروت و سوختن خار و خاشاک تنفس را مشکل کرده بود و صدای سرفه بچه هایی که عقب می آمدند به گوش می رسید. به فکرم رسید که بچه ها را عقب ببریم و بعد سراغ حسن بیاییم.

نگران بودیم که در مسیر برگشت بچه ها وارد میدان مین شوند. دو یا سه گردان نیرو پائین رفته بودند و قرار بود به بالا برگردند.

جاده ای وجود نداشت و همه مسیر، صخره ای و سنگلاخ بود، من هم با کفش کتانی به عملیات رفته بودم و آنقدر روی صخره ها دویده بودم که کف کتانی ام نازک شده بود و پاهایم را اذیت می کرد.

بخش زیادی از مجروح ها و نیروهای خسته از عملیات را تا بالای کدو آوردیم و قدری استراحت کردیم. نزدیک ظهر بود که برای رفتن به محل شهادت بچه ها آماده شدیم که فرماندهان اجازه ندادند و گفتند احتمال اینکه به اسارت دشمن بیافتید خیلی زیاد است، اصرارهای ما هم کارساز نبود.

عملیات کربلای دو واقعا کربلایی بود. مجروح های عملیات به سختی و طی چند روز بالا آورده شدند و بسیاری از شهدای عملیات، یکی دو ماه بدنهایشان روی زمین افتاده بود. روزی که حسن شهید شد پنج روز تا محرم مانده بود و روزی که پیکرش را عقب آوردند یک اربعین از شهادت اربابش امام حسین علیه السلام گذشته بود. یعنی بیش از 50 روز بدن روضه خوان 19 ساله بی غسل و کفن مثل اربابش روی زمین قرار داشت.

شهید حسن مقدم آرزویش این بود که به اربابش برسد و به آرزویش رسید.

منبع: دفاع پرس
برچسب ها:



نظر شما
نام:
ایمیل:  
وب سایت:
نظر*: